نکنـد رشوه داده باشی
به خواب ـها !!
تـا تو را از من بدزدنــد ؟ / و سهم ِ لیلی ِ دیگری کنند !!
نکنـد دلت تنگ نشده باشــد
راهی ِخواب های ِ چشمان ِ دیگری شوی
و من / اینجا به تنهایی / ملحفه ها را چنگ بزنـم
از درد / ...
گفته بودم نذر کرده ام ؟
یک وقتـی / دست به یکی شــوی / با تاریکی ِ شب ـهایم
بریزی در چشمانم / جای ِ همه ی ِ اشک ـها
مگـر تو را چه می شود ؟ / که من هم "خوب" باشـم
برای ِ شبی ...

 

* متنفرم از خوابیدن :"( وقتی هر شب باید تو رو معشوقه ی یکی دیگه ببینم :"( وقتی می گم هر شب یهنی هر شب ! این لعنتی ها چی از جون من می خواند آخه :"( چقدر تحمل دارم من ؟ چرا همه ی ِ جوری از زجر دادن من لذت می برند ؟ حتی خواب هم ... :"( من دیگه نمی خوام به خواب ببینمت :"( عذاب نکشم دیدنت واسه آروم شدن دلم پیشکش :"(